تبليغاتX
تاريك خونه
من از عمرم چه فهميدم، نفهميدم چه فهميدم، همان اندازه فهميدم، كه فهميدم نفهميدم
می گوئید بنویس !! چه بنویسم ؟ دوستی می گوید اگر دستانت درد می گیرد برایت تایپ می کنم !! خستگیم بیش از اینهاست دوست عزیز !! آشنائی می گوید مطلبت تکراریست !! خودم هم تکراری شده ام آشنا !

چای می نوشم و قلم روی پیشانی می چرخانم به امید معجزتی ! هیچ !

تکراریست اگر بگویم :"آی درد دارم" ؟؟! چه کنم که درد دارم.مجبورت نمی کنم به خواندنش که حرف تکراری ملال آور است.خاله زنک بازی به ظاهر دوستان ملال آور است.سخن چیدن سخن چینان ملال آور است.نادان بودن شنوندگان ملال آور است.تف کردنمان بر روزگار ملال آورتر است.می توانی ببینی و درد نکشی؟!!

سرت را محکم بین دستانت می گیری تا نشنوی.تا در امان باشی.بی فایده است.هلت می دهند.شیپوری در گوشت می گذارند و با آن صدای دلخراش که نه جانخراششان در آن فریاد می کنند.که انکرالاصوات که نه گویی ساز صوراسرافیل را شنیده ای.بند بند استخوانهایت به رعشه می افتد.می دوی به دنبال مأمنی.مثل موشی فریادزنان از این سوراخ به آن سوراخ گریزانی.

چه می شود کرد ؟!! ناچار در کنجی می نشینی.دست به زیر چانه به فکر فرو می روی.فکر که نه در واقع جستجو می کنی در اعماق ذهنت.هیچ نمی یابی.هیچ به خاطر نمی آوری.

سرم را کمی بالا می آورم.تو هنوز روبروی من دست به زیر چانه با چهره ای پریشان نشسته ای.هنوز نظرت تغییر نکرده؟کافیست دستم را بگیری!بهت زده نگاهم می کنی.به سمتت می آیم.هیچ حرکتی نمی کنی.تکانت می دهم :"فاطمه ! فاطمه !"

از جا پریدم!!!باز هم توئی؟!گرفتن دستهایت آرزویم است.

روزی به دنبالت رهپیمای سفر خواهم شد.

روزی من هم مسافر خواهم شد.

روزی ...

 

نوشته فاطمه عرب سرخی

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 مرداد1386ساعت 10:57  توسط فاطمه عرب سرخی | 
داری تلافی میکنی ؟

می خوای بگی تو هم می تونی ؟

به چه قیمتی ؟

می دونی تاوانش چقدره ؟

بچه بودیم همش بچه بودیم.

یوهو گفتی بزرگ شدیم !

مجبور شدیم همش بزرگ شیم.

خوب تقصیر من چیه ؟!

اون دروغ بزرگ رو تو گفتی !

بزرگ شدن دروغ بزرگی بود !!!

حالا برو جلوی آینه یه نگاهی به خودت بنداز. هنوز برزگ نشدی فقط موهات سفید شده !

داری بهش نگاه می کنی ؟

تو هم میبینی ؟

داره عین نجیب زاده ها قدم می زنه.

من و تو مسحور قدم زدن اونیم.

اون داره میره !

می بینی ؟

داره دور میشه.

به نظرت کی برمی گرده ؟

یادته آخرین باری که قول داد تا سر کوچه بره و برگرده رفت و سالها نیومد ؟

این بار قول نداد که تا سر کوچه بره و برگرده !!!

اینجوری نگاهم نکن !

منم مثل تو میفهمم !

اون دیگه بر نمی گرده !!!

بازم می خوای بگی تقصیر منه ؟

می دونم می دونم

دلخوری ؟ ناراحتی ؟ فریاد داری ؟

اما بغضو ترجیح میدی نه ؟

همیشه همین طوری بوده !

بازم من موندم و بغض تو ...

می شنوی ؟ گوش کن !!!

"خانم صدای منو می شنوید؟"

سرتو تکون بده بزار امیدوار بشن.

"سرشو تکون داد. به هوش اومد."

"خدا رو شکر"

"دخترم ! خوبی ؟"

"منو می شناسی ؟"

چاره ای نداری. باید بشناسیشون !

اون رفته. تو موندی و اینان.

دلخوششون کن. یه لبخند الکی ...

"وای خندید!"

"حالش خوبه"

خدایا شکرت"

فکرشو نکن. منم یه فکری واسه خودم میکنم !

درسته این بار قول نداده که برگرده ولی من میدونم که اون برمیگرده.

آروم آروم میگم که خوب به خاطر بسپری

مرده یک شبه چو نمره بیست

ثلث اول که هیچش ارزش نیست

مرده قرن را چنین بنگر

همچو تجدید ناب شهریور

خنده سر داده رند و بازیگوش

بگذار این رفوزگی هم روش

بگذار این رفوزگی هم روش

بگذار این رفوزگی هم روش

...

 

 

نوشته فاطمه عرب سرخی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 مرداد1386ساعت 12:53  توسط فاطمه عرب سرخی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
چشمی دارم همه پر از صورت دوست..
بادیده مرا خوشست تا دوست دروست..
از دیده و دوست فرق کردن نه نکوست...
یا اوست بجای دیده یا دیده دروست ...

نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
آذر 1385
آبان 1385
مرداد 1385
تیر 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
مهر 1384
مرداد 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383
دی 1383
آرشیو موضوعی
زندگینامه
پیوندها
بابا(فیض ا... عرب سرخی)(جدید)
مامان(مریم قدسی)
ساجده(عکسهای صبا)
بابا(فیض ا... عرب سرخی)
خانم دکتر(فاطمه عرب سرخی)
فریاد جاده ها(زهرا عرب سرخی)
گل پسر(سعيد نورمحمدي)
شهاب طباطبائی
امید محدث
زینب بحرینی
سیبستان(الهام عبادی)
مهجاد(سجاد سالک)
بهزاد باشو
بهروز مهري
خداحافظ گاری کوپر
بعضیا داغشو بیشتر دوس دارن(بازم حسین)
آقا مصطفی . اون نه این ...(کلی سیاسی)
سامان اقوامی
حمید سعیدی
یلدا و مهدی
ساتیار
قدرت فکر و نگرش
احساسات و تخیلات یک دلارام سیاسی!!!!که یک ماهی سیاهه!
دانلود آهنگ
118همه ایران
مرتضي(يه پسر مهربون)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM