![]() |
![]() |
|
| من از عمرم چه فهميدم، نفهميدم چه فهميدم، همان اندازه فهميدم، كه فهميدم نفهميدم |
|
سلام
این فقط یک نمونه است .منتظر باشید .
يا حق |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 27 دی1383ساعت 15:15 توسط فاطمه عرب سرخی |
|
|
انگار اصلا ما آفریده شدیم که از این همه چیزای جالب رنج ببریم....
به اینجا سر بزنید فردين نظري آنکه هنوز در ميزند
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 26 دی1383ساعت 15:45 توسط فاطمه عرب سرخی |
|
|
این برام خیلی جالب بود .یه اتفاق اما بسیار به موقع و دقيق و
به جا. اينطور نيست؟ شناسنامش رو هم ديدم .اسمش جان محمد بود و ۱۱۰ سالش بود پسر بزرگش متولد ۱۳۰۹ بود .اهل سيستان وكنار خيابان ولي عصر كاسبي ميكرد . جل الخالق!!! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 23 دی1383ساعت 14:48 توسط فاطمه عرب سرخی |
|
|
سلام من هنوز زنده و سلامتم . دعا كنيد مطالبم تموم نشه و مثل خيلي ها به دري وري گفتن نيفتم. اين سري عكسهام تعدادش زياد بود ولي خب سعي كردم: 1 - گلچينشون كنم . 2 - نكات غير اخلاقيش رو سانسور كنم . اميدوارم خوشتون بياد شايد نظر هم بدين نه؟!!!
فعلا يا حق
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 23 دی1383ساعت 12:46 توسط فاطمه عرب سرخی |
|
|
سلام هر چه انديشيدم كه اين بار چه چيزي يا چه كسي سوژه ام باشد نتوانستم ذهنم را روي چيزي متمركز كنم . ياد عكسهاي چند روز پيش كه از برادرم گرفتم ,افتادم .ديوار بلوك وسيمان ته كوچه خونه پدري امكه پر از اسمهاي يادگاريه. اون روزا كه من بچه بودم جاي اين ديوار نرده آهني ته كوچه بود كه ما از بالاش ميپريديم اونور و ميرفتيم سراغ شيشه هاي قطار....آخ كه چه كيفي داشت ..يادش به خير واين عكسها هم تقديم به همه اونهايي كه خاطرات كودكيشون پر از شيطنت كودكانه تو خرابه ته كوچشونه....
فعلا يا حق... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 23 دی1383ساعت 9:41 توسط فاطمه عرب سرخی |
|
سلام دوستان من اومدم . با همون کارایی و کیفیتی که ازم انتظار میرفت . با من همراه باشید .
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 20 دی1383ساعت 15:49 توسط فاطمه عرب سرخی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
چشمی دارم همه پر از صورت دوست..
بادیده مرا خوشست تا دوست دروست.. از دیده و دوست فرق کردن نه نکوست... یا اوست بجای دیده یا دیده دروست ... |
| آرشیو موضوعی |
|
زندگینامه |
|
RSS
|